دل نوشته ها، دل ناگفته‌ها

تنها دلیل زندگی- بایه غمی دوست دارم- داغ دلم تازه میشه - اسمتو وقتی میارم

تو میری دنبال کارت

من میرم دنبال کارم

سرنوشت ما همینه

من میرم با روزگارم

تو میری دنبال عشقت

عشقی که تازگی داره

تو همون اول کارا

اسمشو برات میذاره

میدونم که روزگارت

پر میشه از عطر صداهاش

واسه بوسیدن چشماش

چِشمِتو میذاری بر پاش.

***

من میشینم اون وَرٍِ رود

رودی که بین ماها بود

می‌بینم کلبه میسازی

آرزوی من همین بود!

ولی حالا کلبه‌ی ما

کلبه‌ای از آرزوها،

میشه کلبه‌ی کسی که

عقلت‌ُ برده از اینجا.

می‌بینم کنار بالش

واسه اون گلی میذاری

 وقتی چشماشو میبنده

روی شونش سر میذاری.

آره میبینی عزیزم

راهمون جدا شد از هم

تو رفتی سراغِ عشقت

من شدم بی‌کسُ همدم!

شعر از مریم سرود

7/3/1390     22:24

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٦ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢۱ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

یاهو

15/11/1385

 

 

می‌خوام فقط با یاد تو،

دفتر عشقُ وا کنم

به یاد تو ، با راه تو

به عاشقی فرار کنم

می‌خوام فقط عاشق باشم

عشق منم خدا باشه

عشق خدایی واسه ما

درمون هرچی آه باشه

خدای من، خدایِ خوب

تویی تمامِ حرف خوب

خدای من، ای مهربون

تویی پناه قلبمون.

خدای من، تو یاوری

خدای من، تو سروری

تویِ تمام زندگیم

تویی که تنها عشقمی.

                                                                                                       شعر از مریم سرود

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢۱ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ توسط مریم سرود نظرات ()


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

 

در این دریای بی‌مهری

موجِ نگاهت «آب بر آتشِ دل می‌پاشد»

با همان موجِِ نگاهت هر دَم

دلِ دیوانه‌ی من می‌سازد

ریشه کَن می‌شود از هُرمِ وجودت قلبم

  دل دریاییِ من با دلِ تو می‌سازد

من نگاهت می‌کنم و وقت نگاهت هَردَم؛

دلِ من وقتِ نگاهَت خودشو می‌بازد

ای به قربان دلُ موجُ نگاهت ای دوست

دل من وقت وداعت خودشو می‌بازد

شعر از مریم سرود

5/7/1390 ساعت 21:54

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

دوستان حیفم اومد این شعر قشنگ از آقای بخشی که لطف کردن و در قسمت کامنتها گذاشتن‌رو شما نخونید، شما هم مثل من لذت ببرید

بی تو دل در هوس وصل سرانجامی هاست،جزر ومد نفسم تشنه آرامی هاست،غم رسوایی از عشق غم شیرینی ست، عشق خوشنام ترین  قصه بدنامی هاست،.همه آتش من از الف نام تو بود،شعله شمع سزاوار خوش اندامی هاست،روی قبرم ننویسید  جوان ناکام  ،عشق در باور من آخر خوش کامی هاست،......

مهران بخشی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

"زمستان شد"

زمستان شد،
فصل سرد بی‌تو بودن، بی تو رفتن، بی‌تو ماندن
آشنایی‌های دنیا را
به کلام نه سپردن
رفتن از یاد تو رفتن
تا همیشه دل سپردن
زمستان شد
وقت یادها را ستودن
وقت گل کردن ابرا
به ترانه دل‌سپردن
وقت یادی از تو بودن
دل سپردن، دل‌بریدن
وقت رویای شبانه
از هجومش جان سپردن

شعر از مریم سرود

27/9/1390    10:09

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٤ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

امشب هم باز به یادت بودم! نمیدانم تو نیز چنین بودی؟!!! نمیدانی چه حالی میشود قلبم که هر لحظه منتظر خبری از تو میشود! خالی میشود ، پر میشود، صبرِ سکوتم از تو!! خواستم با ندیدنم،‌ زندگیت آرام باشد! کجایی که ببینی با طوفان ندیدنت چه میکنم!!

دلم تنگ است، افسوس نمیدانی!

کجای قصه چنین است، که جای عاشق، معشوق خودش رسوای عالم شود؟!!!!

آری، من چنینم!! دلتنگیهایم را سرودم، تو ندیدی، تو نخواندی!!! حالا برای تو مینویسم:

من دلتنگم!!!

5/9/1390

                                                        

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

از ماضی‌ها و مضارع‌ها خسته‌ام، دلم برای یک حال ساده تو را دیدن تنگ است ...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱۳ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()

دوستان سلام

من اومدم در اینجا از آقای کرامتی- که لطف کردند و شعرهای منو با نام خودم و آدرس وبم- در وبلاگ خودشون قرار دادند و منو شرمنده کردند- تشکر کنم

ممنونم خجالتتشویقلبخند

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٥ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ توسط مریم سرود نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت