احوال دل من

گر تو احوال مرا خواهی

حال من خوب است

بی تو من شادم

بی تو مسرورم

بی تو میخندم

بی تو آزادم.

هر دم از آنِ دلِ دنیا

من لبالب شاد و مغرورم

بی تو هر لحظه خوشحالم

زندگی را دوست میدارم

از تمام لحظه ­ی دنیا

بی تو بودنها شده کارم

ملالی نیست جز قاه قاه خنده ­های من

همین خنده، همینها هست کار من

دگر از دوریت رنجی ندارد قلب بیمارم

دگر هیچ چیزی نیست، که من خود را بیازارم

من از شادی، من از خنده سرشارم

ولی باور نکن عشقم!

همینها نیست بازارم

بدون تو تمام خنده ­ها خواب است

بدون دیدن چشمات

تمامش نقش بر آب است...

از مریم سرود

19/9/1391               23:26

/ 5 نظر / 26 بازدید

این رو بیشتر دوست داشتم خسته نباشي497

مبین ربیعی

سلام در این، کتاب، خواسته و هدف من گفتن حرف و سخن وخواسته و آرزو و آرمان و... ، انسان های گوناگون بوده و مختلف. حرف دل و درد دل بعضی که باید گفته می شد و ولی ناگفته شد و حال و احوال آن ها ، تنها یک واژه را شامل می شد :«سکوت» و یا واژه های چون :« غم ، گریه ، اجبار ، تلخ و...» پیشنهاد من به شما ، حرف و سخن و درد دل شما که دوست دارید همه بدانند را برای من می توانید ارسال کنید و آن ها را با نام خودتان در این کتاب بنویسیم و به چاپ برسانم . تصمیمی برای نام کتاب نیز ندارم و می خواهم پیشنهاد شما برای نام و اسم کتاب را بدانم بعداً با کمک شما انتخاب کنم . اگر تمایلی داشتید می توانید ، حرف دل و درد خود را برای نوشته شدن در کتاب به ایمیل mobin_rabiei@yahoo.com بفرستید . با سپاس «مبین ربیعی» [گل]

مبین ربیعی

سلام . ببخشید این نظرو (کتاب نویسی و حرف و درد دل ) اشتباهی فرستادم . ببخشید .